خرید بک لینک

ده سال از هجرت پيامبر بزرگوار اسلام (ص)می گذشت با آمدن جبرئيل و آوردن آيه مباركه:

«و مردم را دعوت عمومی به حج كن تا پياده و سواره بر مركب های لاغر از هر راه دوری به سوی تو بيايندپيامبر(ص)آهنگ حج نموده و دستور داد: مؤذنان و مناديان اعلام كنند كه رسول خدا(ص)در اين سال به حج خواهد رفت و به همين منظور، نامه های فراوانی به افراد، شخصيّت ها، رؤسا و قبايل نوشت كه هر كه توانايی رفتن به حج دارد، خود را مهيّا سازد.
در همان سال با حضور پيامبر(ص)حج بسيار باشكوه و پر خاطره ای برگزار شد و با پايان پذيرفتن حج آن حضرت آهنگ بازگشت به مدينه را نموده و چون به «كراع الغميم » (محلی در بين راه مكّه و مدينه) رسيد، جبرئيل نزد حضرتش آمد و فرمان خدای را مبنی بر تبليغ رسالت الهی و نصب علی (ع) به عنوان وصی و جانشين خود به حضور پيامبر(ص)آورد. و چنين گفت:

«ای پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ كن و اگر چنين نكني، رسالت او را انجام نداده اي. خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم حفظ می كند
با صدور اين فرمان، پيامبر(ص)در آن جا توقف كرده، دستور داد: اوّلين گروه مسلمانان كه به نزديك های جحفه رسيده بودند، برگردند و آن كه از راه می رسد، توقّف كند. سپس رحل خود را در محلی به نام غدير خم به زمين گذارد و در حالی كه از شدت گرما گوشه پيراهن مبارك را بر سر خود قرار داده بود، «اجيبوا داعی الله». و از سوی ديگر منادی آن حضرت مردم را جهت شنيدن سخنان بسيار مهمّ پيامبر(ص)فرا می خواند.
پس از اجتماع و استقرار مردم گرداگرد پيامبر(ص)آن حضرت خطبه تاريخی و سرنوشت ساز خود را در آن جمع چند ده هزار نفری آغاز كرده، فرمود: «ای مردم! زود است من از سوی پروردگار دعوت شده، اجابت كنم. شما چه می گوئيد؟ در پاسخ گفتند: شهادت می دهيم كه رسالت الهی خود را تبليغ كرده و اندرز داده اي. آن گاه فرمود: پس بنگريد كه پس از من درباره «ثقلين» چگونه عمل می كنيد. مردی از جای برخاسته، گفت: ای رسول خدا! ثقلين چيست و كدامند؟
فرمود: ثقل اكبر، كتاب خدا،... و ثقل اصغر، عترت من اهل بيتم، هستند و شما را نسبت به قرآن و اهل بيتم يادآوری می كنم، بدانيد كه اين ها هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در روز قيامت كنار حوض بر من وارد شوند. بر آن ها پيشی نگيريد كه هلاك خواهيد شد؛ از آن ها فاصله نگيريد كه گمراه خواهيد شد و چيزی يادشان ندهيد كه از شما داناتر هستند. ای مردم! آيا می دانيد كه خدای مولای من است و من مولای مؤمنين هستم و من اولی به شما را خودتان می باشم؟ گفتند: آري، يا رسول الله!
سپس به علی فرمود: علی جان برخيز او را در طرف راست خود قرار داد و دستش را گرفته، بلند كرد تا سفيدی بغل هر دو پديدار گشت. سپس فرمود: «من كنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله.... بدانيد ای مردم! خداوند او را به عنوان ولی و امام مفترض الطاعة بر مهاجرين، انصار، بر هر شهری و باديه نشين و بر عرب و عجم، برده و آزاده و بزرگ و كوچك قرار داده است
مردی از جای برخاسته، پرسيد: يا رسول الله! منظور چه ولايتی است؟ حضرت فرمود: ولايت او همانند ولايت من بر شما می باشد. و هر كه من اولی بر او از نفس خودش هستم، علی نيز چنين است و اولی بر او از نفس خودش می باشد.
و آن گاه چند مرتبه مسلمانان را شاهد گرفت كه آيا فرمان خدا را رسانده و تبليغ كردم و در هر مرتبه آنان می گفتند: آري، يا رسول الله! هنوز خطبه و سخن پيامبر(ص)پايان نپذيرفته بود كه جبرئيل بار ديگر نازل شد و گفت: «امروز دين را برای شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئين (جاودان) شما پذيرفتم
اين جا بود كه پيامبر(ص)تكبير گفت: و فرمود: الله اكبر به كامل شدن دين و تمام شدن نعمت الهی و خشنودی پروردگار بر ادای رسالت او و ولايت و جانشينی علی (ع) پس از من
سپس از منبر پائين آمد و دستور داد: برای علی چادری نصب نمايند و مسلمانان حاضر دسته دسته بر او وارد شدند و به او به خاطر ولايت و جانشينی پس از پيامبر(ص)تبريك گويند... و از جمله تبريك گويان عمر بن الخطاب بود كه بر حضرت وارد شد و پس از تبريك اظهار داشت: «بخّ بخّ لك يابن ابی طالب اصبحت مولای و مولی كل مؤمن و مؤمنه...

دهه ولایت گرامی باد

برچسب: دهه ولایت,دهه ولایت چیست,دهه ولایت و امامت,دهه ولایت 95,دهه ولایت و بصیرت چیست,دهه ولایت و امامت چیست,دهه ولایت مقاله,دهه ولایت و کرامت,دهه ولایت و بصیرت,دهه ولایت در مدارس, نویسنده: نیکان مهدوی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:12

صفحه بندی